جمعه, 15 فروردين 1404
         
فهرست

خاطراتي از زبان آتش نشانان

نجات از مرگ در كوههاي دوشاخ زرند

در حاشيه شهر زرند منطقه تفريحي سرباغ قرار دارد كه مشرف به رشته كوههايي به نام دوشاخ است . اين رشته كوهها هميشه علاقمنداني را جهت صعود به قله و ارتفاعات اين كوهها به خود جلب نموده است . هميشه در كنار هر تفريح ، ورزش و سرگرمي واژه اي به نام حادثه در كمين است . صحبت از يك حادثه واقعي است از زبان يك امدادگر به نام مجتبي ملكي نيروي واحد آتش نشاني شهرداري زرند .

داستان از اينجا شروع مي شود :

در ايستگاه شماره دو آتش نشاني بي سيم به صدا درآمد : ( مقداد مقداد امداد 1... از مقداد به امداد يك ) مكالمه آغاز مي شود در آن طرف امواج راديويي بي سيم ، جواد مهدوي مسئول سازمان آتش نشاني شهرداري خبر از وقوع حادثه اي در كوه دوشاخ مي دهد . با تشكيل تيم و تجهيزات كامل صعود به ارتفاعات عازم محل حادثه مي شويم . فردي جوان به نام امين ايزدي كه به تنهايي رهسپار كوهنوردي گرديده بود پس از خروج از مسير اصلي در موقعيت خطرناك سقوط از كوه قرار گرفته است ، به همراه آقاي مهدوي حركت آغاز شد . پدر و مادر امين در دامنه كوه به ما ملحق شدند . در چهره پدر و مادر امين نگراني و اضطراب موج ميزد . آقا جواد پدر و مادر امين را به آرامش فراخواند و با تشريح مراحل امداد و نجات عمليات آغاز گرديد . ساعت حوالي 13 روز جمعه بود با اينكه روزهاي آخر اسفند سپري مي شد هوا نسبتاً سرد بود و خوشبختانه امين گوشي همراهش فعال بود و ما تپه هاي زيادي را پشت سر گذاشتيم اما هيچ خبري از امين نبود . در اين بين يكي از دوستان كه قبلاً با او به كوهنوردي مي رفت به جمع ما ملحق شد و با تماس تلفني او متوجه موقعيت او در كوه دو شاخ شديم . تيم 4 نفره ما حركت خود را از سرگرفت ، هرچند دقيقه يكبار با امين تماس مي گرفتيم تا از احوالش باخبر باشيم . مسير پيش رو بسيار سخت و صعب العبور بود و تمام نگراني ما از اين بود كه نتوانيم قبل از تاريك شدن هوا امين را پيدا كنيم و از طرفي امكان اينكه شارژ گوشي همراهش تمام شود زياد بود . پس از گذشت 5 ساعت از شروع عمليات جستجو ، امين در فاصله 50 متري نسبت به موقعيت رؤيت گرديد . مسير پوشيده از برف با صخره هاي بزرگ بود و امين در لبه پرتگاهي گير افتاده بود و كوچكترين اشتباه باعث سقوط او به دره آن هم با ارتفاع 200 متر مي شد . خوشبختانه تجهيزاتمان كامل بود و توانستيم خود را به امين برسانيم و ايشان را از آن موقعيت خطرناك نجات دهيم . اكنون مرحله سوم از عمليات يعني فرود از كوه بايد آغاز مي شد . تاريكي همه جا را فرا گرفته و مسير با سردي هوا يخ زده و لغزنده شده بود ، گروه امداد 2 در پايين كوه با روشن كردن آتش و ارتباط بي سيمي راهنماييهاي لازم را ارائه مي داد . با هر مشقتي كه بود خود را به پايين كوه رسانديم حالا ساعت 22:45 بود و امين خود را در آغوش گرم پدر و مادر ديد . اين بهترين لحظه و شيرين ترين خاطره من ، آقاي مهدوي و آقاي سيد محمد حسين تهامي و ديگر دوستان آتش نشانم در زمان انجام وظيفه بود .

 


کلیه حقوق این سایت متعلق به شهرداری زرند می باشد. طراحی و پشتیبانی فنی: سازمان آمار و فناوری اطلاعات شهرداری زرند
DOURAN Portal V3.9.8.211
V3.9.8.211